تهدید
نوشتهشده در چهارشنبه, تیر , ۱۳۹۰ در ۲:۳۵ ب.ظبارها شنیده بودم که کسی رو به خاطر انجام وظیفهش تهدید کردن. از ممّد شنیده بودم که چند بار وقتی داشته جریمه مینوشته و رشوههای رانندههای خطی رو قبول نکرده تهدیدش کردن که “بلا ملا سرت میاریم“. حتی خودم بارها تهدید شدم. تو خیابون جلوم رو گرفتن و با چاقو تهدیدم کردن که “اوره جیباتو خالی کن” و من هم مثل بچهی آدم جیبام رو خالی کردم و هرچی داشتم و نداشتم تقدیم کردم. اما ایندفعه فرق میکردم.
ایندفعه من هم به خاطر انجام وظیفهم تهدید شدم، اون هم توسط کسایی که براشون زحمت کشیدم. البته این دفعه برعکس دفعات قبل که ترس تمام بدنم رو میگرفت، نترسیدم. شاید چون طرف رو نمیدیدم یا شایدم چون میدونستم که نمیتونه کاری بکنه.
یکی از دانشجوهام تو وبلاگ پیغام گذاشته “بچه پر رو، اگه بهمون نمره ندی کلی ناله و نفرین پشت سرته اگر هم بگی که همه رو میندازی، یه بلایی سرت میاریم”. بعد از دیدن پیغام فکری شدم که کیه؟ با توجه به جملهی اول متنی که نوشته، مطمئناً طرف دختره. اما میخواد چیکار کنه، آخه … لا اله الا الله….آخه ضعیفه ….
یه حدسهایی هم زدم اما خوب همشون حدسن. اما از اون روز تا الآن دارم به این تهدید میخندم. دارم فکر میکنم که اگه طرف بیفته و بعد در یک حالت کاملاً عصبی ماشینش رو سوار شه و تخته گاز بیاد من رو زیر بگیره و بعد من حافظهم رو از دست بدم و بعد ….. چه فیلمی بشه این فیلم. میتونه یه فیلم هندی عشقی بشه، یا یه فیلم در مورد یه آدمکش با انگیزههای روانشناختی که شاگرداشو میکشه، یا بشه The Man without Past 2. اگه به حسین بگم شاید بتونه از توش یه فیلم در بیاره. البته ممکنه یه چند تا اصطلاح سینمایی به هم میچسبونه و آخرسر هم بگه که “نه بابا مزخرفه“ یا شاید هم یه فیلم هنری چیزی از توش دربیاره. خدا میدونه.
القصه اگه من فردا افتادم مردم، بدونید یکی از شاگردهام منو کشته… راستی شاید فردا واقعاً به شیوهای مشکوک مُردم و بعد یکی از شماها که این متن رو میخونید دنبال قضیه رو بگیره و قاتل رو شناسایی کنه. بیا…. این هم فیلم پلیسی.

سلام صادق جان. اون موقع خودم میام و میدونم چه بلایی سرشون بیارم. حالا اگه گفتی چه فیلمی میشه!
نمی دونم اما هرچی هست فیلمش خیلی تخیلیه!!!!
احتمالا شما امیر خانی و فیلم مورد نظر هم از اون فیلم هندیاست که باید یه قاره آدم رو با مشت بزنی، صادق هم در نقش آیشواریا باید بازی کنه.
شاید، فقط صدام خوب نیستا، گفته باشم
جناب ما رو از لیست میلات بکش بیرون همش از شما میل می یاد
خوب ایمیلت رو بده دیگه …
شاید هم فیلمه شبیه پالپ فیکشن باشه و بعد کلی بهت بخندیم (قضیه zed و مارسلوس والاس)
شاید، فقط اونموقع نباید به کسی چیزی بگی تازه باید از این شهر بری!!! راستی پستوی مغازه رو از کجا پیدا کنیم!!!