تیر
Second Anniversary
نوشتهشده در حرفهای خودمانی, روزی روزگاری, وقایع اتفاقیه | ۴ نظر »امشب دومین سالگرد اون شبه. شبی که نمیدونم با چه عنوانی ازش یاد کنم، به یاد موندنی یا ترسناک. واسهی من که یه جورایی به یاد موندنی شده همراه با مقداری هیجان. اصلاً به خاطر همین حسه که بعضی وقتا فکر میکنم شاید مازوخیستی چیزی هستم.
شبی که با اسم امیر و مملی و میثم و سیمون بولیوار عجین شده. تجربهای که خدا نسیب هیچ بنی بشری نکنه، گرچه وجودش واسهی ما مایهی خندهست.
شبی که فقط من و امیر به خوبی درکش کردیم.
خاطرهی اون شب رو میتونید اینجا بخونید.
